آزمون‌نویس

اصول نوشتن سؤال چندگزینه‌ای استاندارد در آزمون پزشکی

ساختار درست سؤال چندگزینه‌ای بالینی، ویژگی گزینه‌های خوب، و رایج‌ترین ایرادهایی که سؤال را بی‌اعتبار می‌کنند؛ با مثال.

سؤال چندگزینه‌ای رایج‌ترین ابزار سنجش در آموزش پزشکی است، و در عین حال سؤالی که بد نوشته شود، به‌جای دانش، مهارت آزمون‌دادن را می‌سنجد. راهنماهای شناخته‌شده‌ی طراحی سؤال، مثل راهنمای هیئت ملی ممتحنین پزشکی آمریکا (NBME)، چند اصل ساده و تکرارشونده دارند. این نوشته آن اصل‌ها را خلاصه می‌کند.

ساختار یک سؤال خوب

سؤال چندگزینه‌ای بالینی سه بخش دارد:

  1. سناریو (ساقه): شرح کوتاه بیمار با اطلاعات لازم برای پاسخ؛ معمولا به ترتیب سن، شکایت اصلی، شرح حال، معاینه و یافته‌های آزمایشگاهی.
  2. پرسش (لید): یک جمله‌ی روشن که دقیقا معلوم کند چه خواسته شده؛ مثلا «محتمل‌ترین تشخیص کدام است؟» یا «اقدام مناسب بعدی کدام است؟».
  3. گزینه‌ها: یک پاسخ درست و چند گزینه‌ی انحرافی باورپذیر.

یک آزمون ساده برای سنجیدن ساقه وجود دارد: قانون پوشاندن گزینه‌ها. اگر گزینه‌ها را بپوشانید، یک فرد آگاه باید بتواند فقط از روی سناریو و پرسش، پاسخ را بگوید. اگر نتواند، سؤال مبهم است یا در واقع چند سؤال درست-نادرست کنار هم است.

سطح شناختی

سؤالی که فقط یک تعریف یا عدد را می‌پرسد، یادآوری را می‌سنجد. در آزمون‌های بالینی بهتر است بیشتر سؤال‌ها در سطح کاربرد و حل مسئله باشند: تفسیر یافته‌ها، انتخاب تشخیص، تصمیم درباره‌ی اقدام بعدی. سناریوی بالینی همین را ممکن می‌کند. پرسیدن «کدام دارو برای این بیمار مناسب است» به‌جای «داروی خط اول بیماری X کدام است»، سؤال را از یادآوری به کاربرد می‌برد.

گزینه‌های خوب

  • همه‌ی گزینه‌ها هم‌جنس باشند: همه تشخیص، یا همه دارو، یا همه اقدام.
  • گزینه‌ها از نظر طول و ساختار شبیه هم باشند. گزینه‌ی درستی که آشکارا بلندتر و دقیق‌تر است، خودش را لو می‌دهد.
  • گزینه‌های انحرافی باورپذیر باشند؛ یعنی خطاهای واقعی فراگیران، نه گزینه‌هایی که هیچ‌کس انتخاب نمی‌کند.
  • گزینه‌ها ترتیب منطقی داشته باشند؛ مثلا اعداد از کم به زیاد.
  • جای پاسخ درست در کل آزمون متوازن پخش شود.

ایرادهای رایج

این ایرادها به فراگیر آزمون‌دان سرنخ می‌دهند یا فراگیر آگاه را گمراه می‌کنند:

  • «همه موارد» و «هیچ‌کدام»: فراگیر با شناختن دو گزینه‌ی درست، بدون دانستن بقیه پاسخ را پیدا می‌کند.
  • قیدهای مطلق مثل «همیشه» و «هرگز» در گزینه‌ها؛ آزمون‌دهنده‌ی باتجربه می‌داند این‌ها معمولا نادرست‌اند.
  • منفی دوگانه و پرسش منفی («کدام صحیح نیست؟»)؛ اگر ناچارید، کلمه‌ی منفی را برجسته کنید.
  • سرنخ دستوری: وقتی فقط یک گزینه با ساختار جمله‌ی پرسش جور درمی‌آید.
  • تکرار کلمه: وقتی کلمه‌ای از سناریو عینا در گزینه‌ی درست آمده است.
  • سرنخ جمعیتی: جزئیاتی مثل قومیت یا شغل که ربطی به تشخیص ندارد ولی فراگیر را به یک کلیشه می‌برد. فقط اطلاعاتی بیاورید که در تصمیم بالینی نقش دارد.
  • اختصار بدون توضیح: هر اختصار را بار اول کامل بنویسید.

یک مثال

نسخه‌ی ضعیف: «درباره‌ی سرطان مری کدام صحیح است؟» با چهار جمله‌ی بی‌ارتباط به هم. این سؤال قانون پوشاندن گزینه‌ها را رد می‌کند و چهار سؤال درست-نادرست است.

نسخه‌ی بهتر: «آقای ۵۸ ساله‌ای با دشواری بلع پیشرونده‌ی غذای جامد از سه ماه پیش و کاهش هفت کیلوگرم وزن مراجعه کرده است. اقدام تشخیصی مناسب بعدی کدام است؟» با چهار گزینه‌ی هم‌جنس از اقدام‌های تشخیصی. حالا سؤال یک تصمیم بالینی را می‌سنجد.

بازبینی پیش از آزمون

هیچ سؤالی، چه نوشته‌ی انسان و چه ساخته‌ی ابزار، نباید بدون بازبینی به آزمون برود. در بازبینی بپرسید: آیا کلید با منبع می‌خواند؟ آیا یک متخصص دیگر هم همین پاسخ را انتخاب می‌کند؟ آیا گزینه‌ای هست که بتوان از آن دفاع کرد؟ آزمون‌نویس ایرادهای ساختاری بالا را خودکار علامت می‌زند و برای هر سؤال ارجاع صفحه می‌دهد، اما قضاوت علمی با طراح است.

پس از برگزاری هم تحلیل آماری سؤال‌ها، سؤال‌های مشکل‌دار را نشان می‌دهد؛ این را در مقاله‌ی تحلیل سؤال ببینید.

این را در آزمون‌نویس امتحان کنید

اعتبار رایگان برای ساختن اولین آزمون.

شروع رایگان

نوشته‌های دیگر